در وضعیت فعلی ایران، دیدگاه مردم مبنی بر اینکه رسانهها باید به عزاداری مردم احترام بگذارند و از تبلیغات، مصاحبههای سرگرمی یا برنامههای عادی اجتناب کنند، تا حد زیادی منطقی و ریشهدار است. این دیدگاه نه تنها از خشم و غم جمعی ناشی میشود، بلکه بازتابدهنده از دست رفتن اعتماد به رسانههای رسمی و سنتی است.
به گزارش کاریزماپلاس، بر اساس نظرسنجیها، بیش از ۸۰-۹۰ درصد مردم از حکومت حمایت نمیکنند و رسانههای دولتی را به عنوان ابزاری برای سرکوب یا نادیدهگرفتن واقعیتها میبینند. همچنین، جو عمومی جامعه با خشم، غم و اضطراب توصیف شده، جایی که مردم در حال عزاداری کشتهشدگان اعتراضات هستند و مقامات حتی مراسم یادبود را سرکوب میکنند.

آیا این رویکرد مردم درست است؟
• بله، از منظر اجتماعی و روانشناختی: در زمان بحرانهای ملی مانند آنچه اکنون در ایران رخ داده (با تخمین بیش از ۳۰,۰۰۰ کشته در سرکوب اعتراضات)، مردم انتظار دارند رسانهها با حساسیت رفتار کنند. ادامه برنامههای سرگرمی، تبلیغات تجاری یا مصاحبه با سلبریتیها میتواند به عنوان بیاحترامی به غم عمومی تلقی شود و خشم بیشتر را برانگیزد. رسانههای دولتی مانند صداوسیما، با پوشش نامناسب یا توهینآمیز به جانباختگان، مرجعیت خود را از دست دادهاند و مخاطبان را به سمت رسانههای خارجی یا اجتماعی سوق دادهاند. این رویکرد مردم، مشابه واکنشها در سایر کشورها طی فجایع ملی، نشاندهنده نیاز به همدلی جمعی است و نه صرفاً “عزاداری اجباری”، بلکه درخواست برای توقف محتوای ناسازگار با واقعیتهای دردناک جامعه.
• اما با محدودیتهایی: این دیدگاه میتواند افراطی شود اگر به معنای سانسور کامل سرگرمی باشد. در بلندمدت، رسانهها نقش تعدیلکننده جو روانی جامعه را دارند و کاملاً تعطیل کردن برنامهها ممکن است به انزوا و افسردگی بیشتر منجر شود. نظرسنجیها نشان میدهد مردم بیشتر بر تغییر رژیم توافق دارند تا بر جزئیات آینده، که این خشم را توجیه میکند، اما رسانهها نباید کاملاً تسلیم فشارهای احساسی شوند.
رفتار مناسب رسانه با این عامل مهم (دیدگاه مردم)
رسانههای خبری و سرگرمی، به ویژه آنهایی که با سلبریتیها کار میکنند، باید تعادلی بین رعایت حساسیتهای عمومی، حفظ پایداری اقتصادی و پایبندی به قوانین برقرار کنند. در شرایطی که blackout اینترنت و سرکوب ادامه دارد، رسانهها میتوانند از استراتژیهای زیر استفاده کنند:
• نشان دادن همدلی و تعلیق موقت: برنامههای سرگرمی و مصاحبههای سبک را برای مدتی (مثلاً ۴۰ روز سنتی عزاداری) تعلیق کنید و به جای آن، محتوای همدلانه تولید کنید، مانند گزارشهای فرهنگی در مورد تاریخ عزاداری ایرانیان یا مصاحبههای آرام با سلبریتیها در مورد تجربیات شخصی از بحران (بدون جنجال سیاسی). این کار میتواند اعتماد را بازسازی کند، زیرا مردم رسانههایی را که واقعیتها را نادیده میگیرند، تحریم میکنند.
• استفاده از محتوای دیجیتال و اجتماعی: با توجه به سیل تصاویر دیجیتال و AI-generated از کشتهشدگان در شبکههای اجتماعی، رسانهها میتوانند به سمت محتوای تعاملی حرکت کنند، مانند پخش زندههای آرام یا پادکستهای حمایتی، بدون تبلیغات مستقیم.
نشان دادن همدلی و تعلیق موقت: برنامههای سرگرمی و مصاحبههای سبک را برای مدتی (مثلاً ۴۰ روز سنتی عزاداری) تعلیق کنید و به جای آن، محتوای همدلانه تولید کنید، مانند گزارشهای فرهنگی در مورد تاریخ عزاداری ایرانیان یا مصاحبههای آرام با سلبریتیها در مورد تجربیات شخصی از بحران (بدون جنجال سیاسی). این کار میتواند اعتماد را بازسازی کند، زیرا مردم رسانههایی را که واقعیتها را نادیده میگیرند، تحریم میکنند.
• استفاده از محتوای دیجیتال و اجتماعی: با توجه به سیل تصاویر دیجیتال و AI-generated از کشتهشدگان در شبکههای اجتماعی، رسانهها میتوانند به سمت محتوای تعاملی حرکت کنند، مانند پخش زندههای آرام یا پادکستهای حمایتی، بدون تبلیغات مستقیم. اما مراقب فیلترینگ باشید و از ابزارهایی مانند VPN برای دسترسی استفاده کنید.
• مدیریت سلبریتیها با احتیاط: سلبریتیها را به عنوان صدای همدلی به کار بگیرید، نه برای سرگرمی تجاری. برای مثال، اگر سلبریتیای در مورد غم عمومی صحبت کند، میتواند مخاطب را جذب کند، اما از مصاحبههای تبلیغاتی اجتناب کنید تا از انتقادات عمومی جلوگیری شود. انتقادات گذشته از رسانه ملی در ایام محرم نشان میدهد که محتوای سطحی یا نامناسب میتواند واکنش منفی ایجاد کند.
• درآمدزایی هوشمند: به جای تبلیغات مستقیم، روی مدلهای اشتراکی یا حمایتهای مردمی تمرکز کنید. در بلندمدت، رسانههایی که با جو عمومی همسو شوند، پایدارتر خواهند بود، زیرا از دست رفتن مخاطب (مانند آنچه برای رسانه دولتی رخ داده) میتواند فاجعهبار باشد.
• رصد و تطبیق: مرتباً نظرسنجیهای عمومی و روندهای اجتماعی را رصد کنید. اگر بحران ادامه یابد، رسانه باید نقش حمایتی ایفا کند، اما اگر شرایط آرام شود، به تدریج به برنامههای سرگرمی برگردد تا از افسردگی جمعی جلوگیری کند.
در نهایت، این رویکرد مردم بیشتر یک هشدار برای رسانههاست تا نشاندهنده نیاز به تغییر. رسانهای که به غم عمومی بیتوجه باشد، مخاطب خود را از دست میدهد، اما با همدلی هوشمندانه میتواند پلی برای عبور از بحران باشد.